دنیای خیالـــــــــــــــــــــــی
**¤•۞•¤**¤ ღ♥ღ یا رب این آدم خاکــــــــی تنهاست ღ♥ღ ¤**¤• ۞•¤*
در نگاهِ خويش:
اگر به روی زمين مینشست؛
و چادری بر سر میداشت؛
و فارسی میدانست؛
و عينكش را،
در فواصلِ قرآن خواندن،
از چشم برمیداشت؛
و اشكهايش را با گوشههای مقنعه اش پاك میكرد؛
و عمّ جزو را ازبر میداشت ...
و گفته بود: « گفتی كجا؟»
و گفته بودم، يعنی میگويم: « گفتم: ايران.»
و، بعد،
فروغ فرّخزاد میگويد:
ـ « گفتم: به قافيهی كشك!»
میگويم:
ـ « نه! خواهرِ تلخم، نه!
فقط به قافيهی ويران بايد گفت،
فقط به قافيهی ويران.»
آيا كركس بايد ((گل فراموش مكن ))
نوش جان كند ؟
از شغال چه انتظارئ داريد ؟
كه برايتان پوست بيارد ؟
ازگرگ چه توقعي داريد ؟
كه دندان هايش را خودش بكشد ؟
آخر از چه چيزدولتمردان و پاپ ها
خوشتان نمي آيد ؟
آخر چرا . چرا اينگونه گوسفندوار
به صفحه تلويزيون خيره شده ايد ؟
...
آه بره هاي خام ! شما بيشتر به كلاغ ها مي مانيد
كه هر يك چشم انداز ديگري را سد ميكند .
آري برادري
تنها بين گرگ هاوجود دارد:
آنها دست كم باهم راه ميروند.
اما شما كه ناپختگان را به خشو نت مي خوانيد .
به بستر كاهلئ رويد و دروغ بگوييد!
نه شما جهان را تغيير نخواهيد داد ...


