دنیای خیالـــــــــــــــــــــــی
**¤•۞•¤**¤ ღ♥ღ یا رب این آدم خاکــــــــی تنهاست ღ♥ღ ¤**¤• ۞•¤*
زندگــــی صحنه یکتای هنر مندی ماست آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مـــي خواهم بدانــــم: دستانت را به سوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟؟؟ هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟؟؟؟ آه ! ای زندگی منـم که هنوز با همه پوچی از تو لبـریزم نه به فکرم که رشته پاره کنم نه برآنـم که از تو بگـریزم... آبـــی سیــاه خاکســـــــتری تو بــــه من خندیدی و نمیدانستــــی ... من به چه دلهــره ٬ ازباغچه همســــایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید... سیب را در دست تو دید! غضب آلوده به من کـــــــرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خــــــاک و تو رفتی و هنوز... سالهـــــاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکـــــــرار کنان میدهد آزارم و من اندیشه کنان غــــرق این پندارم : که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت......... عشق عشق وحشتناک ترین چیزها است ... همانند تنفس دهان به دهان با خداوند است ... انگار چیزی را در ناپیدا زنده میکنیم ... ((کریستیان بوبن)) عشق جنون است و جنون چيزي جز خرابي نيست... (دكتر شريعتي) **************** رهگذر گذرا ******************* عشق *************** رضا ************************ عشق خاطره ای است که زمان را توان نابودی آن نیست شاد و خوش آهنگ نوایی که ترنم آن ***************سعید*********************** ************** حامی ************************ عشق ، عشق مي آفريند . عشق ، زندگي مي بخشد . زندگي ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره مي آفريند . دلشوره ، جرات مي بخشد . جرات ، اعتماد مي آورد . اعتماد ، اميد مي آفريند . اميد ، زندگي مي بخشد . زندگي ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق مي آفريند نگاه و دلربايي ديدار و آشنايي روزهاي شيرين و طلايي بهانه،فکر،جدايي بي وفايي دوري و بي اعتنايي اشک،آه،تنهايي
آبراهام لينكلن باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم بعد از ۱۲۰ سال البته کاش لااقل عکسش قدی بود ببینیم حاجی کی هست که این عین آدامس چسبیده بهش خودت را اصلاح كن! بكش آنچه را كه زنده است كه آن جسم توست... زنده گردان آنچه را كه مرده است كه آن دل توست... آنچه را كه حاضر است پنهانش كن كه اين دنياي تو در اين دنياست... آنچه را كه غايب است احضار كن كه اين دنياي اخروي است... آنچه را كه وجود دارد نابود كن كه اين هوس است... آنچه را وجود ندارد ايجاد كن كه اين اراده است... بر گرفته از كتاب موسيو ابراهيم و گلهاي آسماني اين منم مزاحمی که آشناست ... هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمی رسد کمی بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه می دهی برايت درد دل کنم...؟ شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست .... خبرنگار از تركه مي پرسه نظر شما درباره اينكه اين كوچه اسفالت نيست چيه؟؟ تركه ميگه:به نام خدا و با عرض سلام خدمت دست اندركاران صدا وسيما و با عرض سلام ويژه خدمت مقام معظم رهبري و خانواده معظم شهدا وجانبازان و ايثارگران, من بچه اين محل نيستم... یه نتیجه گیری نا جوانمردانه از طرف یه بابایی تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز مي شن ... با هم بسته مي شن ... با هم مي خندن ... با هم گريه مي کنن ... با هم مي جرخن ... جالب اينجاس که هيچکدوم اون يکي رو نمي بينه!!! دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر مي شه يکيشون بسته مي شه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) ... نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو هم به هم مي زنه. در نگاهِ خويش: درس زندگي مراقب افکارت باش آنها به گفتار تبدیل میشن ای ستــاره ها چـه شد که در نگاهِ مـن زيستن در لحظه حال همانند راه رفتن روي طناب است و در ابتداي كار ، افتادن اجتناب ناپذير است اما با تكرار و تمرين مي توان حفظ تعادل را آموخت. براي نگه داشتن ذهن در زمان حال ، فنون زير به شما توصيه مي شود: شانیار رسيده مژده كه ايام غم نخواهد ماند رسيده مژده كه ايام غم نخواهد ماند سرود آشنايي از در در آمدی و من از خود به در شدم چون پرده حرير بلندي .... انار شكسته از این کوچه های تنگ دست وسوت وکور بنام او که همیشه با من است ترا دوست دارم چون نان و نمک کبوتران سپید پريدندو آسمان در هجوم کلاغان گم شد سياهی بالهاشان وحشيانه لاجورد آسمان و لحظه ی واپسين را پوشاند در حفره ها خاک بريزيد تا کبوتران سپيد دوباره برگردند ولی حفره ها تنها خاک را نمی طلبند خون می خواهند و خاکستر...مرده ميخواهند! اين خاک ميبايد از خون سيراب شود با من بگو تا بازگشت کبوتران چند قطره خون مانده است؟ (آلساندرو پاناگوليس) باورم نمی شد...فقط یه امتحان ساده...به او گفتم بمیر...! سالهاست در تنهایی پژمرده ام... کاش هیچ وقت امتحانش نمی کردم... آنچه هستيد نتيجه افکارشماست. وين داير بعد از دو سه روز اومدم دیدم دوستام بازم منو شرمنده کردن با غروب اين دل گرفته مرا مي رساند به دامن دريا ... ميروم گوش مي دهم به سکوت چه شگفت است اين هميشه صدا ... لحظه هايي که در فلق گم شد با شفق مي شود پيدا ... چه غروبي چه سرشکن سنگي موج کوب است اين خيال شما ... دل خورشيد هم بحالم سوخت سرخ تر از هميشه گفت بيا ... راستي گر شبي نباشم من چه غريب است ساحل تنها .. منو اين مرغهاي سرگردان پرسه ها مي زنيم در آن
جمعه 25 فروردين1385 ساعت: 22:18 از میان تمام نواهای زمینی نوایی ,که به دورترین نقطه در اسمان راه زمستان سردي است... تا هيچ غمي توانايي خروج نداشته باشد درو غگو را بشناسیم افراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاری با یکدیگر شباهت بسیاری دارند که دانستن برخی از خصوصیات به ما کمک می کند که تا حدودی انسان دروغگو را بشناسیم برخی از علائم و روشهایی که باعث شناهخت دروغگو می شود عبارتند از:
۸- هنگامی که سعی دارید در مورد موضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوض می کنند.
۱۰- اگر می خواهید مطمئن شوید که او دروغ گفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است ار او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مطالب متفاوت تعریف کند.
این شعر زیبا هم از طرف دوست عزیز سامان که همین الان لطف کردن و فرستادن من ندانستم از اول که تو بی مهرو وفایی
این شعر هم نظر زیبای حمید عزیزه که همیشه به من لطف داشته کاش آن شب در گلستان خیال If you should die اگر تو خواستی قبل از من بميری بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه؟!
محمد جان هم بعد از آشتی یه شعر رژیم شکن واسم فرستاد که ازش ممنونم این شعر زیبا رو دوست عزیزم آقای رسول زارعی از (کلیک کن ببین) فرستاده ازش خیلی مرسیم به تو نگاه می کنم محمد آقا هم لطف کردن زحمت کشیدن یه سری اسناد و مدارک را برای رد مطلب قبلی ارائه دادن. فرمودند: دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي.......... (البته منظورش ما نیستیم دخترای زمان قرقره میرزاست ) در ادامه عرض کردن: يک پسر خوب تا زماني که يک خانم محترم کنارش نشته با سرعت بالاي ۵ کيلومتر در سال حرکت نميکند . حالا کوتاه نمی آد پسرایی که کاهش وزن دارن ادامه رو بخونن قدم اول: عزیزم ما با هم هستیم تا خدا بخواد بهتره از آینده حرف نزنیم.معلوم نیست چی می شه نمی خوام هیچکدوممون ضربه بخوریم مهم اینه الان با همیم... قدم دوم: عزیزم نباشی من می میرم اگه یه روز خواستی بری اون روز مرگه منه.اگه همه بگن نه ما باز با هم می مونیم حتی شده فرار کنیم بریم یه جایی که غیر مورچه ها هیچکس نباشه... قدم سوم: عزیزم تو خیلی خوبی .خیلی نازی .خیلی جیگری . خیلی باحالی .من لیاقت تورو ندارم . بای بابا بسه قندم می ره بالا هرچی نقل و نبات بود نثار من کردین آخه جنبه یه خوردشم بد نیس به خدا حالا اگه دیدید به مزاجتون سازگار نبود با یه" نا" میل می کردید که بشه: (نامردها شبیه چی هستن) یه سری از دوستان هم نظرات زیبایی دادن که جا داره از همشون تشکر کنم: محمد عزیز گفته: شاید تو هم دلت به این مزخرفاتت خوش باشه پس برو خوش باش (مرسی محمد جان تو اصولا با من چپی ولی تو اینکه دلم با اینا خوشه حرفی نیس) شنگول عزیزم هم گفته: مردها اصلا هم شبیه این چیزها نیستن (مرسی شنگول جون شما درست می گی همه می دونن مردها به هیچ وجه فیزیکشون به مخلوط کن نمی خوره ولی نفس کار مهمه)
مجید جان هم گفته: این قسمت یه خورده خطرناکه اگه انصاف داشتی یه ترفه قضاوت نمی کردی.شاید بعضی مردها اینطوری باشن اما در عوض بعضی خانم ها کمال بی معرفتی و....هستن (راستش اینجا چیزی ندارم بگم به جز اینکه متاسفانه بعضی از خانمها باعث شدن بازار این مطالب راکد بشه)
مرتضی عزیزهم گفته قشنگ بود و یه شعر زیبا هم بهم جایزه داده: يــادتــــه عكست و دادی بذارم تــو قـــاب قلبم (مرسی مرتضی جان اگه نظر تو نبود خدائیش تخته می کردم)
سامان عزیز: شنیدم عاشقان را می نوازی مگر من زان میان بیرونم ای دوست (مرسی سامان جان مثل همیشه زیبا)
فرزاد عزیز : bichare marda az daste zana (متشکرم اصل حرف بود)
علیرضای گل هم گفته: دررابطه با اين مطلبتم فقط مي تونم بگم نظر لطفتونه (این هم که تابلو بود افعال معکوسه)
آقا وحید هم گفته : خوب اون قسمتی که از مردا گفتی من کامپیوترش هستم خودم از حرفام خبر ندارم (وحید جان ممنون از نظرت عزیزم نمی دونم بگم تعریف کردی ازم یا نه چون مثل همون کامپیوتره هستی) در لحظات آخر هم دوست عزیزم xxxhapo یه نظر زیبا داد در مورد همین مطلب ولی چون قبلش ازم تعریف کرد دیگه ما مردا اینقدر هم بد نیستیم (( دختراهم بدیهایی دارند ))
(مرسی عزیزم لطف داری (چسبیدم به سقف)) در آخر هم فروش جنبه با نازل ترین قیمت در ادامه مطلب
:::ادامه مطلب:::
هرکسی نغمه خود خواند واز صحــنه رود
صحــنه پیوسته بجــــاست
خـــرم آن نغمه که مـــردم بسپارند به یاد


گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی
که ماه را بر لبانت می نشاند...

استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت . آن را بالا گرفت که همه ببينند.
:::ادامه مطلب:::


پیوند دهنده دو تبار .دو هم نفس . دو نگاه . دو عاشق
اصلا بهونه و واژه برای با هم بودن
نوایی است روح پرور
به گوش نمی رسد....
عشق تعریف کردنی نیست....
شهر اول :
شهردوم :
شهر سوم :
شهر چهارم :
شهر پنجم :
شهر ششم :
شهر هفتم : 

كاري كه از آن مي ترسيد انجام دهيد تا ترستان بريزد


![]()





![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

اگر به روی زمين مینشست؛
و چادری بر سر میداشت؛
و فارسی میدانست؛
و عينكش را،
در فواصلِ قرآن خواندن،
از چشم برمیداشت؛
و اشكهايش را با گوشههای مقنعه اش پاك میكرد؛
و عمّ جزو را ازبر میداشت ...
و گفته بود: « گفتی كجا؟»
و گفته بودم، يعنی میگويم: « گفتم: ايران.»
و، بعد،
فروغ فرّخزاد میگويد:
ـ « گفتم: به قافيهی كشك!»
میگويم:
ـ « نه! خواهرِ تلخم، نه!
فقط به قافيهی ويران بايد گفت،
فقط به قافيهی ويران.»
آيا كركس بايد ((گل فراموش مكن ))
نوش جان كند ؟
از شغال چه انتظارئ داريد ؟
كه برايتان پوست بيارد ؟
ازگرگ چه توقعي داريد ؟
كه دندان هايش را خودش بكشد ؟
آخر از چه چيزدولتمردان و پاپ ها
خوشتان نمي آيد ؟
آخر چرا . چرا اينگونه گوسفندوار
به صفحه تلويزيون خيره شده ايد ؟
...
آه بره هاي خام ! شما بيشتر به كلاغ ها مي مانيد
كه هر يك چشم انداز ديگري را سد ميكند .
آري برادري
تنها بين گرگ هاوجود دارد:
آنها دست كم باهم راه ميروند.
اما شما كه ناپختگان را به خشو نت مي خوانيد .
به بستر كاهلئ رويد و دروغ بگوييد!
نه شما جهان را تغيير نخواهيد داد ...
در كلاس روز گار
درس هاي گونه گونه هست :
درس دست يافتن به آ و نان
درس زيستن كنار اين و آن
***
درس مهر
درس قهر
درس آشنا شدن
درس با سرشك غم ز هم جدا شدن ....
***
در ميان اين معلمان و درس ها
در كنار نمره هاي صفر و نمره هاي بيست .
يك معلم بزر گ نيز .
در تمام لحظه ها . تمام عمر
دركلاس هست و در كلاس نيست !
نام اوست : (( مرگ ))
و آنچه را كه درس مي دهد :
(( زند گي )) است .
مراقب گفتارت باش آنها به کردار تبدیل میشن
مراقب کردارت باش آنها به عادت تبدیل میشن
مراقب عادات باش آنها به شخصیت تبدیل میشن
مراقب شخصیت باش آنها به سرنوشت تبدیل میشن 

ديگر آن نشاط و نغمه و ترانه مُـــرد
ای ستــاره ها چه شد که بر لبــانِ او
آخـر آن نوایِ گـرمِ عـاشقانه مُـرد
ســر نهـاده ام به رویِ نامــه های او
و جستجو کنـم نشانی از وفــــایِ او
رفتــه است و مهـرش از دلم نمــی رود
ای ستـاره ها چه شد که او مرا نخواست
پس ديـارِ عاشقـانِ جاودان کجــاست
1ـ براي هر كاري وقت نامحدودي به خود بدهيد و شتاب را از زندگي خود حذف كنيد. در حال انجام هر كاري با خود بگوييد : وقتي سرگرم نوشتن اين نامه هستم (و يا هر كار ديگر …) تمام حواسم همين جاست هر چقدر مي خواهد طول بكشد . عجله ، بي عجله/
2ـ هشياري حيوانات را الگوي خود قرار دهيد . سعي كنيد وقتي مثلا غذا مي خوري مزه تمام لقمه هايتان را حس كنيد ، وقتي با دوستي به صحبت مي نشينيد تمام كلماتش را بشنويد ، وقتي به ترانه اي گوش مي سپاريد تك تك نت ها را احساس كنيد ، وقتي قدم مي زنيد همه درختها را ببينيد . اگر تلاش كنيد زيستن در زمان حال را ياد مي گيريد. تحقيقات و پژوهشهاي مختلف نشان داده اند كه آسودگي ذهن براي سلامتي جسم مفيد و ضروري است.
نتيجه: زماني براي آسودگي و خلوت خويش اختصاص دهيد . لحظاتي روي تخت دراز بكشيد و به آسمان و عظمت آن نگاه كنيد تا جايگاه خود را در نظام هستي بيابيد . آسودگي ذهن براي سلامتي جسم مفيد و ضروري است.
چنان نماند و چنين نيز هم نخواهد ماند
چه جاي شكر و شكايت ز نقش نيك و بدست
چوبر صحيفه هستي رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشيد گفته اند اين بود
كه جام باده بياور كه جم نخواهد ماند
غنيمتي شمر اي شمع وصل پروانه
كه اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند
بدين رواق زبرجد نوشته اند بزر
كه جز نكوئي اهل كرم نخواهد ماند
ز مهرباني جانان طمع مبر حافظ
كه نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
چنان نماند و چنين نيز هم نخواهد ماند
چه جاي شكر و شكايت ز نقش نيك و بدست
چوبر صحيفه هستي رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشيد گفته اند اين بود
كه جام باده بياور كه جم نخواهد ماند
غنيمتي شمر اي شمع وصل پروانه
كه اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند
بدين رواق زبرجد نوشته اند بزر
كه جز نكوئي اهل كرم نخواهد ماند
ز مهرباني جانان طمع مبر حافظ
كه نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
كيستي كه من
اين گونه
به اعتماد
نام خود را
با تو مي گويم
كليد خانه ام را
در دستت مي گذارم
نان شادي هايمرا
با تو قسمت مي كنم
به كنارت مي نشينم و
بر زانوي تو
اين چنين آرام
به خواب مي روم ؟

گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود، بدیدم و مشتاق تر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودی به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد؟
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
خوابيده مخمل شب . تاريك . مثل شب
آئينه سياهش چون آينه عميق.
سقف رفيع گنبد بشكوهش
لبريز از خموشي . وزخويش لب بلب.
امشب بياد مخمل زلف نجيب تو
شب را چو گربه اي كه بخوابد به دامنم
من ناز ميكنم
چون مشتري درخشان .چون زهره آشنا
امشب دگر بنام صدا ميزنم ترا
نام ترا به هر كه رسد ميدهم نشان:
ـ ((آنجا .نگاه كن! ))
نام ترا بشادي آواز مي كنم /
امشب به سوي قدس اهورائي
پرواز مي كنم.
تو يكي شعله اي در دل شاخ و برگ
خواهر جسماني ونوسي
و خنده ، باغچه در باد
پروانه گان به گرد تو جمع مي آ يند
چرا كه آفتابت مي پندارند
واز هراس آنكه بسوزند
كرمكان حقير ،
از تو دوري مي گزيند .
تو نوري ،
حياتي ،
و مادگي ميان ميو ه
وستاره اي روشن كه
برق مي زند.
بر كناره ، جوبيار ،
عاشق ،
چقدر بي شباهتم
به تو من
اي شهوت شراره افكن
برچمن.... 



غروب ها که می روم ،
به سوی خانه ام
زنبیل غذا در دست
تمام خستگی فکرم
آرام می شود انگار
حس اینکه ، شاعر مردم خویشم
درونم را گرم میکند.....مثل گل سرخ.......
در دست های ترک خورده
گل فروشی دوره گرد.
ای دلت قشنگی رویا و خواب من
تنها دلیل گل شدن اظطراب من
ای راه حل ساده جبران تشنگی
فواره ی نگاه قشنگ تو اب من
رفتی چقدر ساده دل اسمون شکست
در عکس مهربان تو در کنج قاب من
باران چقدر حرف تو را گوش کند
می بارد انقدر که بیایی به خواب من
گرچه نگاه عاشق تو هیچ کم نکرد
از اوج دل ندادن تو با عذاب من
اما دل شکسته من باز هم نوشت
صد افرین به چشم تو و انتخاب من...
چون لبان گر گرفته از التهاب تب که نیمه شبان
برای قطره ای آب به شیر آب می چسبد
ترا دوست دارم چون سفر نخستین با هواپیما بر روی
اقیانوس
ترا دوست دارم چون
گفتن شکر خدا زنده ام.




می یابد, موسیقی موزون قلب عاشق است.
عشق رود زندگی در جهان است.
میندیش که با دیدن جویباری کوچک , یا با رسیدن یه نخستین چشمه حقیر,
عشق را شناخته ای.
تا آن زمان که از میان دره های خارایین نگذری , و جویبار را گم نکنی ,
و مرغزار را پشت سر نگذاری و جویبار را ببینی که هر آیینه گسترده و ژرف تر می گردد,
تا آنجا که کشتی ها بر پهنه آن پیش می رانند,
تا به فراسوی مرغزار پا ننهاده ای و به اقیانوس بی انتها نرسیده ای ,
تا تمامی گنج ها را به اعماق این اقیانوس نسپرده ای,
در نخواهی یافت که عشق چیست![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شيشه هاي دنيا از هرم تنهايي من بخار گرفته است!
هيچ نوري رخصت ورود ندارد
تمام دريچه ها را بسته اند
تا هيچ عشقي به حريم من راه نيابد
- پس ا ز كدامين راه عزيزانم را يكي پس از ديگري از من جدا ميكني ؟
و مرا تنهاتر
چرا همسفران تنهايي ام را منفورترين ها قرار مي دهي؟
اگر نمي خواهي زندگي كنم
كاش حداقل مي گذاشتي تنها زندگي كنم

۱- چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشمهای آنان به نقاط مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند.
۲- گاهی اوقات افراد دروغکی بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند.
۳- وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند.
۴- فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد.
۵- در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای بپوشانند.
۶- آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند.
۷- آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا حرفهای آنان راتجزیه کنید.
۹- حتی سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند.
۱۱-اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این کار به بحث خاتمه می دهد.
۱۲- آدم های دروغگو معمولا پر حر ف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.
۱۳- افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در موردحرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید.
۱۴ تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبیعی است.
۱۵-خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است
۱۶- آدمهای دروغکو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند ویا کارهای مورد علاقه مارا انجام دهند با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند.

نکته پایانی این که اگر چه که شاید افراد دروغگو در کوتاه مدت بتوانند حقیقت را از دیگران پنهان کنند اما زمان باعث خواهد شد که همیشه افراد دروغگو رسوا شوند و هیچ گاه حقیقت پنهان نخواهد ماند, اگرچه شاید زمان طولانی پنهان بماند
عهد نابستن ازآن به که ببندی ونپایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به توگفتن که چنین خوب چرایی؟
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم؟که غم از دل برود چون تو بیایی
ای گل وحشی نمی چیدم ترا
تانسوزم در خزان آرزو
کاشکی هرگز نمی دیدم ترا


before me, ask if you
could bring a friend.
-- Stone Temple Pilots
:::ادامه مطلب:::
به دور دست
به نقطه تاریک عمرم
به جایی نگاه می کنم که روزی به واسطه تو
بر قله آن می ایستادم
به جاده نگاه می کنم
جاده ای که روزی همه دلخوشی من بود
روزی گفتم تنهایی خیلی تنها
گفتی با تنهایی تنها ترم
به خود می گویم که چرا
که چرا رفت و نگاه نکرد
چرا چشمان خسته و گریان مرا ندید
چرا رفت وعشق را با خود برد
بازهم به دور دست نگاه می کنم
باز هم به نقطه ای سیاه نگاه می کنم
چشمهایم را می بندم
چشمهایم را از جاده بر می گردانم
آن روز یادت هست
آن روز را به یاد می آوری
روزی که به تو گفتم دوستت دارم
روزی را که قلبم را به تو تقدیم کردم
روزی که پلک هایم قدرت زدن نداشت
چون چشم هایم به چشمانت خیره بود
روزی را به یاد می آوری
که عاشقانه از درد هایم برایت سخن گفتم
آن را برای تو کنار گذاشته ام
قلبم را می گویم
قلبی که از غصه و درد سنگین است
قلبی که مالامال از محبت خالیست
دختر بودن يعني پس اين چاي چي شد؟؟
دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت
دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر وخاله وعمه ت هستن
دختر بودن يعني چرا خونه اينقدر کثيفه ؟؟
دختر بودن يعني دخترو رو چه به رانندگي؟
دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه تو ول كني پاشي چايي بريزي
دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن
دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه
دختر بودن يعني ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم؟
دختر بودن يعني به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا...
دختربودن يعني برو تو ، دم در واي نستا
دختر بودن يعني لباست 4 متر و نيم پارچه ببره كه آقايون به گناه نيفتن
دختر بودن يعني خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم
دختر بودن يعني كجا داري ميري؟
دختر بودن يعني تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم
دختر بودن يعني كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟
دختر بودن يعني خيلي خودسر شدي
دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از ۲ به ۴ ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند.
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد.
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد .
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد .
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند.
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود .
:::ادامه مطلب:::
عشق در سه قدم


![]()

![]()

![]()

![]()
بعد از اون روز ديگــه هرگز به كسی نگـا نكردم
تـو از اون روزی كـه رفتی نـه تـو رفتی كـه ببينی
تـــا قيــامت هم تـورو من از خودم جدا نكردم
![]()

![]()

![]()

![]()
حیفم اومد نگم:
















